سلام رامین فریور هستم این مقاله رو تقدیم می کنم به همه مدیران آی تی

شرکت های بزرگ را مدیران بزرگ می سازند و مدیران بزرگ زاده نمی شوند،ساخته می شوند.

مدیران بزرگ با آموزش ها و بهبود مهارت های مدیریتی به وجود خواهند آمد.

در هر کسب و کاری که باشیم؛عصر حاضر ایجاب می کند که یک مدیر آی تی باشیم؛مدیران آی تی می توانند با اطلاعات کارهای ارزشمندی کنند که باعث رشد کسب و کارشان شود.

مدیران آی تی،راه مدیران جهان را پی خواهند گرفت و هر روز یاد می گیرند که چطور بتوانند از اطلاعات برای مدیریت و توسعه کسب و کار و درآمد خود بهره ببرند.

یکی از مهمترین عواملی که باعث می‌شود شرکتها رشد نکنند و کارمندهای شایسته خود را از دست دهند ضعف در مدیریت و استفاده نکردن از تکنولوژی فناوری اطلاعات ،پروسه ها و گردش های کاری است.

مدیران آی تی لزوما نباید کسب و کار اینترنتی داشته باشند هر مدیری در هر کسب و کاری در عصر اطلاعات، مدیر آِی تی است مدیران باید از جنس مدیران آی تی باشند.

به قول بیل گیتس رئیس شرکت مایکروسافت حتی کارمندان هم باید تبدیل به کارمندان دانشور شوند یعنی کارمندانی که بتوانند با اطلاعات کار کنند و بر روی اطلاعات فکر کنند و ارزش افزوده ایجاد کنند پس وقتی که کارمندان هم تبدیل به کارمندان دانشور می شوند نیازمند مدیری دانشور هستند یعنی یک مدیر آی تی

هر کس که اطلاعات بیشتری دارد پیروزتر است یک مدیر کسب و کار باید در تمام حوزه ها اطلاعات داشته باشد ولی با عمقی کمتر نسب به یک متخصص که برای او کار می کند.

چون وقتی مدیر به عنوان مثال با  کارمند متخصصش  صحبت می کند و بعد از چند کلمه صحبت کردن، کارمند متوجه می شود که مدیر کوچکترین اطلاعاتی در مورد موضوع ندارد؛ بسیار آن مدیر را ضعیف می داند و اصلا به این نتیجه خواهد رسید که حرف او را نخواهد فهمید.

بارها شده است که من به شرکت هایی مراجعه کرده ام و با مدیر عامل آن شرکت جلسه گذاشته ام و در مورد اهمیت بازاریابی و آی تی در سازمان ،با او صحبت کرده ام و با اشتیاق زیاد و با هیجان بسیار به او گفته ام که این قسمت از شرکت را باید تقویت کنید و بازاریابی و استفاده از اطلاعات و گردش های کاری و غیره می تواند فروش شما را افزایش دهد.

با کمال تعجب مدیر صحبت هایم  را قطع کرده و گفته است بله ما هم به بازاریابی اعتقاد داریم و برای همین هم بازاریابانی را به خیابان فرستاده ایم که کار ما را به شرکتها ی دیگر معرفی کنند و قرار داد ببندند و پورسانت بگیرند.

در آن لحظه متوجه شدم که آن مدیر عامل فرق بین ویزیتور تبلیغاتی با متخصص بازاریابی را نمی داند و نمی داند که بازاریابی یک علم است که  ترکیبی است از علوم دیگر، مانند جامعه شناسی روانشناسی تکنولوژی و غیره.

و آنجاست که دوست دارم سر خود را به دیوار بکوبم و کلا به این نتیجه می رسم که اگر کار ریشه ای و اصولی  بازاریابی هم در این شرکت انجام شود چون اصلا اعتقاد و علمی در مورد بازاریابی اصولی وجود ندارد؛ مدیر، این عملیات را وقت تلف کردن می داند و تنها کاری را قبول دارد که همان ویزیتورهایش برایش انجام می دهند.

ولی نمی داند که ویزیتور باید مستندات خوب و تبلیغات خوب داشته باشد باید یک مدیر بازاریابی برایش خط مشی طراحی کرده باشد که به مدیر فروش بدهد و مدیر فروش به آن ویزیتور جهت بدهد.

بازاریابی مانند معماری است و ویزتوری مانند بنایی، تا زمانی که معمار وجود نداشته باشد بنا نمی تواند بدون نقشه کاری را پیش ببرد.

مدیری که از جنس مدیران آی تی نیست و در چارچوب ذهنی خود زندانی شده است و هرگز حاضر نیست تغییر کند و نظرات جدید را بپذیرد هرگز نمی تواند شرکتش را رشد دهد.

بارها شده است که من ایده و نظری را از اساتید معتبر جهانی یاد گرفته ام و در کارم استفاده کرده ام و بسیار جواب داده است ولی وقتی با یک مدیر کسب و کار در مورد این ایده صحبت کرده ام گفته اند نه این ایده در کار ما جواب نمی دهد…

سوال من این است که آیا این ایده را به کار گرفته اید که پیش داوری می کنید و حتی حاضر نیستید یک تست کنید؟؟!!

و در جواب می گویند  ما در کار خود چند سال تجربه داریم  و من اغلب در دل خود می گویم اگر مدیر گرامی شما در کار خودتان تجربه دارید ،یک متخصص بازاریابی و کسب و کار، تجربه ده ها شرکت موفق تر از شما را دارد چرا که تمام تاریخ و نقاط قوت و ضعف آنها را مطالعه کرده است.

آزموده را آزمودن خطاست

یا به عنوان مثال بارها به اهمیت داشتن بودجه بازاریابی به صورت درصدی از فروش، به مدیرانِ کسب و کارها تاکید کرده ام و گفته ام که باید بودجه درصدی از فروش شما باشد که بتوانید با آن مبلغ در ماه تمام راه های بازاریابی را تست کنید و عملیات بازاریابی خود را بررسی نمایید و بهترین گزینه را بعد از تست انتخاب کنید.

وقتی که هیچ بودجه ای تعریف نکرده اید و هرگز قدمی برای تست ایده های بازاریابی که اثبات شده است برنمی دارید چطور می خواهید کسب و کارتان رشد کند؟

کسب و کار مانند یک گلدان است که باید فقط و فقط با بازاریابی آب داده شود وقتی شما درگیر همه فعالیت های شرکت، حتی تلفن های منشی خود می شوید و به عنوان یک مدیر فکر می کنید که کار شما این است که فقط نقطه ضعف کارمندهای خود را بگیرید و از حقوق آنها کسر کنید و کلا به جای آنکه در دل آنها آتش روشن کنید ،آتش را، زیر کارمندان خود روشن می کنید تا سوخته شوند و به جای انگیزه دادن و دادن حس امنیت فقط ترس و تشویش را به کارمندان خود القاء می کنید؛ واقعا چطور انتطار پیشرفت دارید؟

نه فعالیت بازاریابی ماهانه انجام می دهید،نه افراد را با کنترل درونی خودشان مدیریت می کنید و نه می توانید انگیزه به کارمندان خود بدهید خب غیر از شکست، واقعا چه راه دیگری پیش روی خود می بینید؟؟

من که در این مواقع می پرسم که راز موفقیت شما، در شکستتان چه بوده است؟؟

من این مدیران را اردک می نامم و مدیران اردک فقط می توانند جلوی دماغ خود را ببینند به نظر من اگر این مدیران را برداریم و به جای آنها یک کامپیوتر قرار دهیم نه تنها در سیستم کسب و کار مشکلی پیش نمی آید بلکه شاید رشد بیشتری هم پیدا کند.

وقتی یک مدیر اردک فقط لحظه شماری می کند که نقطه ضعف ها را بگیرد و آزادی عمل به کارمندان خود نمی دهد و صبر نمی کند تا نتایج خود را نشان دهند و می خواهد همه چیز در اختیار خود باشد و برای هر تصمیمی باید او نیز دخالت کند؛ خب واقعا برای این کارهای روتین و غیر خلاقانه یک کامپیوتر بگذاریم خیلی بهتر است  تا بخواهیم مزاحم این مدیران اردک شویم.

مدیران اردک مانند اردک ها فقط می توانند به ظرف غذای مقابل خود فکر کنند که اگر غذا و آب در ظرف باشد (پول) می توانند تشخیص دهند که امور به سامان است مانند این حکایت که می گفت از کرامات شیخ ما این است :  شیره را خورد و گفت شیرین است.

این بدیهی است که پروژه ای که تازه راه می اندازید سود داشته باشد همه خوشحال می شوند ولی تفاوت یک مدیر اردک با یک مدیر عقاب این است که عقاب می تواند فراتر را ببیند و به چشم انداز فکر کند و کارهای خود را ریشه ای تر انجام دهد تا مانند یک ساختمان مستحکم با پی و فندانسیون مستحکم بالا رود ولی یک مدیر اردک خیلی سطحی دوست دارد ساختمان خود را بسازد و سریع پول دربیاورد و اصلا مهم نیست که پی و فنداسیون آن ساختمان چقدر ضعیف باشد و بعد از آن چه عواقبی ممکن است داشته باشد.

چه فرقی وجود دارد بین مدیر عقابی که از وقت،سلامتی و سرمایه خود برای آسایش کارمندان خود می زند و سختی ها را به دوش خود می کشد تا آنها همواره خوشحال باشند و بتوانند فکر و کارکنند با یک مدیر اردک که مانند ناظم های سخت گیر و بی رحم در مدرسه با یک خط کش در راهرو، در انتظار تنبیه بچه ها هست؟

آهای معلم بد ،چقدر جریمه باید؟

چند تا ستاره بسه برای جمع و منها

برای ضرب و تقسیم،تا حل این معما

مدیران اردک ذهن کوته بینی دارند و ذهن آنها به سقف برخورد کرده و نمی توانند ماورای پدیده ها را درک کنند و آنها هر چه ببینند باور می کنند در صورتی که یک مدیر آی تی، عقاب گونه هر چه را که باور کند می بیند.

“استیو جابز عقاب هم می گفت یک شعوری بالاتر از ما و پدیده های اطرافمان وجود دارد؛ به خاطر همین هست که افرادی شاعر ،نقاش  و موسیقی دان می شوند در صورتی که می توانستند بازرگان و تاجر شوند و ماهم در اپل یک اثر هنری خلق می کنیم؛ نه برای پول و برای تجارت بلکه برای شعور بالاتری که شاعران به آن دست آویخته اند.”

من به دلیل اینکه رشته برق و الکترونیک هم خوانده ام و علاقه زیادی به مباحث رباتیک دارم آرزو دارم اگر در توانم باشد در آینده رباتی را طراحی کنم که جایگزین یک مدیر اردک بی شور و هیجان و حسابگر شود که فقط یکجا بنشیند و حضور و غیاب کارمندان و جریمه های آنها را محاسبه کند بدون هیچ خلاقیت و ریسکی و سازمان ها را از شر مدیران اردک رها کنم.

مدیران آی تی از جنس مدیران عقاب هستند آنها آگاه هستند. می دانند که باید بدانند و رشد کنند .می دانند که کسب و کار خود را باید با علم روز، مدیریت کنند و پایه مستحکم بنا کنند و بر روی آن پایه ها آسمان خراش عظیمی بسازند.

مدیری که برای رشد خود کار نکند و ماشین خود را به دانشگاه تبدیل نکند و سی دی های صوتی گوش ندهد؛ کتاب نخواند؛ سمینار شرکت نکند و در زندان ذهن و عقاید نخ نمای خود اسیر باشد اردکی بیش نیست که هر روز با اردکان دیگر در محل کار خود “کو آ،کو آ” می کند (وقت تلف می کنند).و اردک ها هرگز نمی توانند اوج پرواز بر فراز آسمانهای آبی را همچون عقاب ها درک کنند.

خوشحالم که شما برای آموزش خود وقت می گذارید  و در جرگه عقابان قرار دارید .مدیران آی تی جایگاهی است برای اینکه عقابان بتوانند بلند پرواز و بلند پروازتر شوند و هر روز برای رشد خود و کسب و کار خود قدم بردارند.

رامین فریور

2 دیدگاه برای “مدیران اردک،مدیران عقاب

  1. Majid Khodashenas
    Majid Khodashenas گفته:

    سلام
    به نظر من یک مدیر زمانی میتونه مدیر عقاب باشه که بتونه. خودش رو مدیریت کنه
    مدیر عقاب خودش رو مدیریت میکنه تا بتونه با شناخت کافی از مدیران دیگر مجموعه مدیران عقاب بیشتری با دادن اختیارات مدیریت شده. همراه با تشویق ،و استفاده از ایده های بکر دیگر مجموعه در راستای پیشبرد هدف اصلی شرکت خودش با قرار دادن. ( منافع مشترک) در راس هرم کاری خود و شرکت موجب ارتقا کیفیت در محصولات ، فروش و جذب مشتری در بازار و موفقیت و ثروتمند شدن. گردد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *